امین جعفری:
اسلام گرایی در بین جوانان اهل سنت و دو راهی جهادی تكفیری یا جهادی مقاومتی
رویکرد به جهاد در جهان اسلام از گذشته تا کنون وجود داشته و عمده ترین مخاطبان این امر جوانانی بوده اند که شوق جهاد و شهادت در دل آنها همانند آتشفشانی همواره در حال جوش و خروش بوده است. اما در برخی از مواقع مغرضین و دشمنان اسلام و مسلمانان، سعی کرده اند جریان های پر انگیزه برای امر جهاد را به روشهای مختلفی سرکوب و یا منحرف کرده و این پتانسیل که می توانسته جهان اسلام را از دست رژیم های استکباری و استعماری خارج سازد، به عاملی علیه خود مبدل کنند.

رویکرد به جهاد در جهان اسلام از گذشته تا کنون وجود داشته و عمده ترین مخاطبان این امر جوانانی بوده اند که شوق جهاد و شهادت در دل آنها همانند آتشفشانی همواره در حال جوش و خروش بوده است. اما در برخی از مواقع مغرضین و دشمنان اسلام و مسلمانان، سعی کرده اند جریان های پر انگیزه برای امر جهاد را به روشهای مختلفی سرکوب و یا منحرف کرده و این پتانسیل که می توانسته جهان اسلام را از دست رژیم های استکباری  و استعماری خارج سازد، به عاملی علیه خود مبدل کنند. یکی از مهم ترین این جریانات که دارای انگیزه بالایی نیز بوده جریان های تکفیری است که سعی دارند جوانان اهل سنت را از بدنه ی جهان اسلام جدا نموده و در دام اندیشه ی تکفیر گرفتار کنند.   

در شرایط کم رنگ شدن گفتمان جریان اصیل اسلامی که شاخصه ی اصلی آن نبرد بین جبهه ی استکبار و استضعاف است، پدیده ی تکفیر فرصت عرض اندام می یابد. امروزه دو بعد تسنن و تشیع جریان مقاومت در جهان اسلام خود را به شکل مبارزه در برابر استکبار، استعمار و ارتجاع نشان می دهند و در مبارزه ی مقدس با مصادیقی چون آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای غربی و عربی قرار دارند که دنیای اسلام را سال های سال است که با زر و زور و تزویر در چنگال خود اسیر کرده اند.

در واقع دشمنان جهان اسلام سعی می کنند با جهت دهی جوانان پرانگیزه مسلمان به سمت دو راهی سکولاریسم یا تکفیر انرژی آن ها را مستهیل کرده و آن ها را از سر راه خود بردارند. در واقع سکولاریسم تفریطی است که افراط گرایی تکفیر را به دنبال دارد و تکفیر افراطی است که به تفریط سکولاریسم منتج می شود. در حقیقت جریان سکولاریسم و تکفیریسم دو روی یک سکه و دو لبه ی یک قیچی اند، یعنی سکولاریسم و لیبرال مسلکی موجب تجمع عقده ی دینی جوانان مسلمان شده، که معمولا خود را به شکل افراط گرایی و تکفیر نشان می دهد.

از این رو می بینیم جریان تکفیر به روش های مختلفی بسیاری از جوانان اهل سنت را به خود جذب نموده، که تعداد قابل توجهی از آنها با انگیزه های گوناگون مانند بازیابی هویت اسلامی خود، اسلام خواهی و اسلام گرایی، انجام تکلیف، جلب رضایت خداوند، عشق به جهاد، بی عدالتی، ظلم حاکمان، وجود نظام های سیاسی غیر اسلامی در جهان اسلام، حضور قدرتهای بیگانه و... به این جریان خطرناک پیوسته اند. و متاسفانه از گذشته تا کنون جریان تکفیر فرصتی برای حرکت استکبار و استعمار جهانی بوده تا جهان اسلام را به خود مشغول کرده و آن را از درون بفرساید.

هرچند که تفکر تکفیر به تاریخ دور بر می گردد و آن را به رویکرد خوارج در زمان امام علی (ع) نسبت می دهند، اما در سال های اخیر نسخه ی جدید این جریان بعد از حمله ی 1979 ارتش سرخ شوروی به افغانستان شکل گرفت و ایالات متحده که در رقابت با شوروی از هیچ امری فروگذار نبود، سعی کرد افغانستان را ویتنام شوری کند و با همکاری برخی کشورها مانند عربستان و پاکستان، القاعده را شکل داد.

 القاعده نیز با گفتمان دشمن دور (مانند شیعیان) و دشمن نزدیک (مانند شوروی بعدا آمریکا و...) سالها با چنین اولویتی حرکت نمود، اما می بینیم پس از بیداری اسلامی در برخی از شاخه های القاعده مانند داعش با یک پوست اندازی گفتمانی جایگاه دشمن دور و نزدیک جابجا می شود و عملا جریان مقاومت که علیه مستکبرین و حامی مستضعفین است را در اولویت مبارزه خود قرار می دهند و بی محابا به سمت جنگ شیعه - سنی  به پیش می روند.

اگر نبود هوشمندی و درایت جریان مقاومت در منطقه، افق فکری استراتژیست های جریان استکبار و استعمار یعنی پروژه احیای جنگ های مذهبی سی ساله اروپایی اینبار در دنیای اسلام محتمل می گردید. به هر روی هرچند که این اتفاق خطرناک شکل نگرفت اما استفاده از جریان تکفیر توانست هزینه ی سنگینی را بر دنیای اسلام به ویژه جریان مقاومت در منطقه تحمیل کند. به گونه ای که سوریه به عنوان بازوی محور مقاومت را به تلی از خاک تبدیل کرد و نزدیک بود با سقوط سوریه انشقاق در محور مقاومت را موجب شده و یکی از مخالفین دیرینه ی رژیم صهیونیستی را بدون هزینه ای برای این رژیم از پیش رو بردارند.

همچنن درست ا